صدایم را با مرگ آمیختم
این بار با مرگی نو
مرگی از جنس سکون..
سکوت..
و از جنس خاموشی...
از جنس زوال بی پرده ای
که دنیایم را به قهقرا می برد
و رویایم را به گورستان...
به تازگی چینش واژه های دفترم
خبر از اتفاقی تازه می دهند
اتفاقی موحش و تیره وش
که شاید حکم مرگ ابدیِ خیالِ نونهالم را مُهر کند..
چرا که خیالِ بی رویا
به مثابه کودکِ بی دست و پایی است
که دمادم روح مادرش را می خراشد..

ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال میکنید
برچسب: مرگ, نویسنده: بازدید: 27