در سرم شور و جنون است همه اشمی رقصم و شادم بدین ساز غمش در خیال هرگز نگنجد ترک دوستدست را من برنگیرم از دامنش ای صبا خبری زان رخ مه رو بیارتا شوم مست ز جام و ساغرش شراری از دلم برگیر و به کوی دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 16
گو خلق وبلاگ بدانند کلمه گر خاکِ من گردد غبارآتشِ دهر بگسلد از وجودم پود و تارگر بمیرم، گر بسوزم از هجرت و از انتظاردستِ خویش هرگز نشویم از تمنای وصل یار دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 22
دل من ویرانه است تو دگر ویران مکن این دل غمزده را تا جان دارد وبلاگ امشب کلمه بر درم آی و بگیر دستم که منغم و رنج دل را ز خویش برانم وبلاگ امشب کلمه دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 10

انگار نه انگار که بود عشقی و شوری و جوانی
چه آمد سر قلبت؟ کجا رفت آن مهربانی؟

ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 16
هر شب خیالممرا به کوچه باغ شعر می کشدپشت به پشت هم می گردیم در پی غمگین ترین هجای الفبای خاطراتتلخ ترین سکانس تئاتر اشک هاو معصوم ترین رویای بی گناهنبودنت اما، پیکره خیال را زخمی می کندو دیدگ دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 10