در سرم شور و جنون است همه اش
می رقصم و شادم بدین ساز غمش
در خیال هرگز نگنجد ترک دوست
دست را من برنگیرم از دامنش
ای صبا خبری زان رخ مه رو بیار
تا شوم مست ز جام و ساغرش
شراری از دلم برگیر و به کویش بر
شاید بشود نرم دلِ چون آهنش
گر نیاید تا بشیند در برم
عطر زلفش گیر و باز آر به منش
بگو پاینده است در دل من دولت غم
اندر این وبلاگ دخمه کلمه می مانم تا ببینمش...

دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...
ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 16