دلم

خرید بک لینک

چند حکایت بکنم از حال بیمار دلم

کو نگارم تا بخواند رمز و اسرار دلم

هر سحر می گذرد قاصدکی از این جا

می نویسد شرح حال سر بر دار دلم

به سرم می زند زین شهر بروم

تا بجویم رد و نامی ز دلدار دلم

لیک ندارم پای رفت و به ناچار هنوز

می شوم خم زیر زور لج و اصرار دلم

این چه حالی است، چنینم مجنون

خلق نبیند غم من، رنج و ادبار دلم

عقل می گفت که مشو غره ولی

شدم و حال ببینید که بدهکار دلم

هیچ هیچم من و جانی نماندست دگر

رنگ پریده ز سرم، تن و رخسار دلم

دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...

ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 15:16

صفحه بندی