حلقه زلف تو چون ما را درین دام انداخت
زین سبب بی اراده سوی هر دام رویــــــم
گوشه خلوت این خانه تو را منتظریــــــــــــم
تا که با نور حضورت، مست و دلشاد شویـــم
تو که نیستی، زندگی جریان دارد روی این دنیا ولی
تو بیایی، ز تمنای وجودت همه سیراب شویـــــــم
دزد شب، خواب ز چشمان همه بگرفت و رفــــــــت
تو که باشی، هوش ما از سر رود، جمله در خواب شویم

دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...
ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال میکنید
برچسب: بیایی, نویسنده: بازدید: 26