خشاب زبانتان را پر کنید
گلنگدن دهانتان را بکشید
برای دریدن روح من
برای شهادت یک جنین هجده ساله
در کف خیابان هایی که آسفالتش
بوی هرزگی خاطرات را می دهد
با بی رحمی تان برای بتازید
من با سکوت خویش
زخم های تنم را وصله خواهم زد
اما به زودی خواهد رسید
روزی که خودکار من
بر باورهای پوچتان به رقص می آید
آن جاست که دیگر تاب نیش زدن ندارید...

ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 38