دلنوشته هایم را با دل نوشتم

متن مرتبط با «شعر نو» در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم نوشته شده است

مرگ شعر

  • نیلوبلاگ

    xa0 "مرگ" دست از زندگی برداشت روی آورد به دفتر من صفحه اول.. چه می دید؟ شعری که دیروز در وصف چشمانت سروده بودم چون از آفتاب نگاهت محروم بود، پژمرد... دفتر ورق خورد صفحه دوم.. غزلی بود که مزرعه گیسوانت را تداعی می کرد اما چون عطر گندم زارت دست در دست باد نهاد و پای در شهر "بی وفایی" گذاشت غزل در زندان جنون محبوس شد "مرگ" با دستانی لرزان به صفحه سوم پر کشید آه! این یکی را با خون دل نوشته بودم شعر سپید من، شراب سرخ لبانت را می جست اما بی آن که جرعه ای زان بنوشد، به خشکی گرایید.. "مرگ" تاب ادامه ند...

    ادامه مطلب
  • تشییع جنازه شعر

  • نیلوبلاگ

    مدتی است دلنوشته هایم را دفن کرده ام پروانه ها را به ضیافت سوگواری شعر فرخواندم و شمع ها را.. برای هر واژه گودالی کندم.. گودالی به عمق سکوت شب و درازای انتظارهایم روا نیست واژه ها که همه عمر دلشان برایت تنگی می کرد بعد از مرگ هم در تنگنا باشند xa0 ...

    ادامه مطلب
  • صدایم را می شنوی؟!

  • نیلوبلاگ

    صدای مرا می شنوی؟ از تاریک ترین نقطه شهر صدایت می زنم صدایم را می شنوی؟ از زیر خاکستر این سیگارهای نیم سوخته؟ امشب باران آمده شاید.. گوش های تو هم مثل گوش های این آسمان سیاه آب گرفته امشب نه... هر شب لیوان شعرم را جرعه جرعه در پیاله نگاهت می ریزم و تو بی آن که سر بگردانی مرا به حال خود وا می گذاری؟ به راستی این همه بی رحمی چرایی ؟! xa0 ...

    ادامه مطلب