
کشتی آرزوهایم سال هاست در ساحل این خیابان بی عابر پهلو گرفته از این جا که من ایستاده ام تا کلبه خاطره ها فاصله ای نیست اما چشم هایم به هر سو می نگرد جز طنین صدایت که در گوش قلبم زوزه می کشد چیزی نمی یابد... آری! سال ها پیش بود دختری از کوچه دلم عبور کرد که موهایش بوی نرگس زرد می داد و نگاهش به عمق دریای آرزوهایم بود فکر کنم در کافه تریای کنار سینما پروانه انتظارش را می کشید xa0 ...
ادامه مطلب
با خاکستر سیگار خسته ای که پک می زنم ملایمت صدایت را روی آسفالت شهر نقاشی می کنم نامت را در گوش باد نجوا کردم اما باد دل شکسته تر از آن است که تا پشت پنجره اتاقت پرواز کند سر بر شانه خویش می گذارم و در جوهر خودکارم غرق می شوم من در این شهر احساس غریبی می کنم .. به سان مسافری که تنها در پیاده روی نگاهت قدم می زند... xa0 ...
ادامه مطلب